دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

[ad_1]

330

حجم : 4.25 مگابایت

۱۹ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزالخلاصه داستان :

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است…. مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی قابل مشاهدس و ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن که داشته باشه و اما  داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی (نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..

ژانر:عاشقانه-اجتماعی-معمایی
این داستان پر از معماست

قسمتی از داستان:

با امروز فکرکنم ۵روزه این جام….اصلا نمیدونم چرا منو اینجا آوردن….نمیدونم گناه من چیه.
خدایا گناه من چبه که از بچگی تا حالا باید اینطور تحقیر بشم….توی سرم بزنند….چطور باید این همه درد رو تحمل کنم.
حداقل تا وقتی بی بی گل نسا جونم زنده بود یکی رو داشتم که باهاش دردو دل کنم و اون بهم روحیه بده….اما انگار دنیا همیشه با من سر لج
داره….از وقتی توی اون تصادف لعنتی با عمو حسین فوت شدند از همیشه تنهاتر شدم….از ۲سال پیش شدم خودم و خودم….بدون هیچ یار ویاوری
تنهایی من از این نیست که آدمای هم خون ندارم.
تنهایی من از این نیست که خانواده ندارم.
نه من کنارهمون هم خون ها از همه تنهاترم
پدر و برادری که من رو نمیخوان.
فامیلی کهمنو شوم و بد میدونند
حتی از اینکه چشماشون به من بیفته متنفرند
پدرم با اون همه ثروت و کاخ نشینی اما من توی اتاق ته باغ پیش بی بی گل نسا و عمو حسین بزرگ شدم و تنها بودم.
با زحمت ها و پادرمیونی عمو حسین تونستم دیپلم ریاضی بگیرم….همیشه دوست داشتم معماری بخونم….اما فکر نمیکنم هیچوقت به آرزوم برسم.
تنها خوش شانسی که داشتم این بود که از بی بی گل نسا خیاطی و گل دوزی یادگرفتم و بعد از فوت شدن از تولیدی لباس می آوردم و

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

[ad_1]

200

حجم : 3 مگابایت

۱۴ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

خلاصه داستان :

فیروزه، یه زن امروزیه. درس خونده و حالا هم کسب و کار کوچیک خودش رو راه انداخته اما در باطن هنوز یه زن سنتیه. از همون زنا که هویتش در گرو هویت شوهرشه. این فیروزه خانم قراره بیفته توی سراشیبی و ببینیم می تونه از سراشیبی بالا بیاد یا نه. ..پایان خوش

توضیح: من اصولا به موضوع کلیشه ای اعتقادی ندارم. هر موضوعی اگه بهش یه نگاه تازه بندازی تازه به نظر می رسه. زنا از خیانت بدشون میاد خب بله منم بدم میاد ولی ما قراره درست از جایی وارد زندگی فیروزه بشیم که یه اتفاقایی داره می افته. قرار نیست ماجرا خوب باشه و با خیانت تموم بشه یا با خیانت شروع بشه و با خوشبختی تموم بشه. قراره بفیتم توی دیگ قل قل جوشان و خب یا می سوزیم یا پخته بیرون میاییم. ما تو دل ماجراییم و همین الان هشدار می دم اگه تنتون از خوندن چنین موضوعاتی مور مور می شه نخونید. مچکرم

قسمتی از داستان :

پس این سمیه گور به گوری کجا مانده؟ سعی می کنم به کرکر کارآفرینان غیرنمونه ای که ازشان جلو زده بودم فکر نکنم ولی کلمه ی گوگولی مگولی سوگلی … حتی سمیه هم خندید. نامرد! من از کجا می دانستم یک روزی این فروشگاه فسقلی اسمی در میکند و کلی مشتری میآیند سراغش؟ اگر حدس می زدم حتماً اسمش را می گذاشتم بانو، یا چه می دانم مادر.خاله فَفَر (Fafar) هم گفت این اسم خنک و نچسب است. برای آنها خنک و نچسب است ولی برای من یک بچه است، که خودم زاییدمش و بزرگش کردم، بعله!
سمیه در ماشین را به ضرب باز می کند و خودش را عین یک گونی پر از خرت و پرت توی صندلی پرت می کند. منتظرم دوباره کرکر بخندد به سرکار خانم فیروزه صبور و فروشگاه نمونه اش. خودم هم نیشم تا بناگوش باز است ولی سمیه نمی خندد.
هی سمی چی شده؟
شانه بالا می اندازد: خوشم نیومد

پیشنهاد ویژه
: به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب
عاشقانه برتر ایرانی
را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید .
برای اطلاعات
بیشتر کلیک کنید

[ad_2]

لینک منبع